تبليغاتX
دردهای پوستی - امام ِما کاریزما نیست

دردهای پوستی

هوالعزیز

اطلاق تلقی کاریزماتیک بر رهبری نهضت های گوناگون انجام شده  در طول تاریخ- بدون توجه به موقعیت ها و ویژگی های متفاوت جوامع- در پی ارائه نظریه ی رهبری کاریزماتیک توسط ماکس وبر در قرن بیستم ، بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان داخلی و خارجی را به این سو رهنمون ساخت تا رهبری استثنایی امام خمینی در جریان نهضت اسلامی را هم در این چارچوب جای دهند. غافل از اینکه تلقی ماکس وبر در بطن خود دارای آنچنان نقایص و ابهاماتی است که اگر قابلیت اجرای تمام عیار در جوامع بشری را داشته باشد دست کم با سوالاتی اساسی و جدی روبه رو است.

 در همین راستا ، در این مقاله بر آنیم که پس از ارائه ی  توضیحاتی مختصر راجع به مفهوم کاریزما در اندیشه ی وبر، شخیصت الهی امام را در حد توان مورد بررسی قرار دهیم تا نه تنها ناکارآمدی این نظریه در تحلیل شخصیت امام خمینی ثابت شود، بلکه دربی تازه به روی بزرگورانی که تنها راه تحلیل سیاسی را در اندیشه ی غرب جست و جو می کنند، باز شود.

.......................................................................................................................

مفهوم کاریزما  در اندیشه ی ماکس وبر مفهومی جدید نبود. به این معنا که وبر آن را از کتاب عهد جدید زبان یونانی اتخاذ کرده و با توجه به بستر اجتماعی و سیاسی زمان خود پرورانده و بازتولید کرده است.

در تلقی ماکس وبر از انواع مشروعیت  حکومت ها ، کاریزما یکی از انواع سه گانه ی مشروعیت است. وبر کاریزما را دارای ویژگی های و خصوصیاتی می داند که عبارتند از:

1-داشتن ویژگی فوق بشری- شخصی- با منشا الهی که منجر به اطاعت توده ها در برابر کاریزما می شود.

2-پذیرش رهبریت فرد کاریزما توسط مردم عامل مهمی در راستای انجام رسالت وی است.این پذیرش همیشه با نشانه ای به نام معجزه همراه است.

3-مخالفت شدید با هرگونه فعالیت روزمره ی اقتصادی و امرار معاش از طریق هدایا،نذورات،گدایی .

4-ادامه ی سلطه و مشروعیت کاریزما در حقیقت مبتنی بر تایید مردم است. که فرد کاریزما را وادار می کند ثابت کند تنها شخص مورد نظر خداوند شخص وی است و لاغیر.

5-در انتخاب جانشین فرد کاریزما صرفا" این نکته مطرح است که آیا در فرد مطرح هم ویژگی کاریزمایی وجود دارد یا نه.

6-نیرویی غیرعقلانی است چون با تمام قوا بیگانه است . در عین حال نیرویی فراقانونی است که گفتار و کردار او تبلور روح قانون در بین زیردستان است.

7-تشکیلات تحت فرماندهی وی مبتنی بر روابط تانیسی است. انتخاب افراد  در این تشکیلات مبتنی بر ویژگی های کاریزماتیک آنهاست نه تخصص در زمینه های مربوطه.

موارد ذکر شده ویژگی های اصلی کاریزما در اندیشه ی ماکس وبر است. ویژگی هایی که نه تنها در سبک و سیاق رهبری امام خمینی وجود نداشت ، بلکه در اکثر موارد در نقطه ی مقابل روش و منش ایشان قرار دارد و تعمیم این ویژگی ها به شخصیت امام را اگر نه از سر غرض در نظر آوریم، بی شک عدم شناخت کافی از شخصیت رهبر انقلاب و دل سپردگی بیش از اندازه به اندیشه های سکولاریسم را می توان علت این امر دانست.

- داشتن ویژگی های فوق بشری با منشا الهی از مهم ترین ویژگی های کاریزما در جوامع است. ویژگی ای که توده ها را ملزم به اطاعت از فرد مزبور می کند و تا زمانی که این ویژگی استمرار داشته باشد اطاعت توده ها هم استمرار خواهد داشت. ویژگی خاص شخصیت امام خمینی تبلور کامل اسلام در وجود ایشان است که وی را به صورت انسان کامل در میان جامعه درآورده است و این کمال تنها ناشی از تهذیب  و تزکیه ی نفس است که در مکتب شیعه موضوعیت دارد. امام خمینی آنچنان عنصر تقوی را در زندگی سیاسی و شخصی خود وارد کرده بود که امیال و خواسته های شخصی - که وبر آن را پایه ی حرکات کاریزما می داند- در مبارزات ایشان نه تنها موضوعیت نداشت بلکه جزئی از مسائل مورد مخالفت و مبارزه بود. از آنجا که در مذهب تشیع سیاست زیر مجموعه دین و اخلاق تعریف می شود و امام خمینی هم این تعریف را باور داشتند و در پی آن بودند که سیاستی اینچنین را در جامعه عرض کنند ، تقوی عنصر اصلی در جاذبه و دافعه ی ایشان در طول تاریخ انقلاب اسلامی بوده است.

- امام خمینی در باب منشا مشروعیت ولایت ولی فقیه این چنین می گویند که ؛ منبع مشروعیت فقط امری الهی است – و حتی حق الناس نیست- و منشا حاکمیت فقط خداوند سبحان است... به همین دلیل فقیه جامع الشرایط قبل از انتخاب مردم دارای مقام ولایت است و پیش از این از سوی ائمه ی معصومین  به شکل عام نصب شده است. در حقیقت در اندیشه ی سیاسی شیعه مشروعیت فقیه  امری الهی است نه وابسته به رای و نظر مردم اما در اندیشه ی سیاسی وبر حق ولایت و مشروعیت کاریزما وابسته به رای مردم است. امام خمینی به علت هوش مندی در تشکیل حکومت ، احترام و علاقه به مردم و ضرورت حفظ اسلام و مصالح عمومی نظریه ای را پیاده ساختند که نظریه ی احتیاطی نام دارد. در نظریه ی احتیاطی ولی فقیه در صورتی ولی امر می شود که مردم او را بپذیرند.در صورت عدم پذیرش او همچنان ولی فقیه باقی خواهد ماند اما ولی امر نخواهد بود.

- مخالفت کاریزما در اندیشه ی وبر با هرگونه فعالیت اقتصادی برای امرار معاش نه تنها با سیره و روش زندگی امام خمینی و فقهای اسلام متفاوت است بلکه با اندیشه ی ناب اسلام نیز تفوت دارد. در اسلام کار جوهره ی مرد معرفی شده و پیامبر اکرم کسی را که در راه تامین معاش خانواده اش کشته شود را به شهید فی سبیل الله تشبیه می کند.در ضمن در روایات آمده است که من لا معاش له لا معاد له. این روایت است که اهمیت فعالیت اقتصادی سالم را در اسلام یادآور می شود.البته باید مد نظر داشت که فعالیت اقتصادی سالم و دنیا دوستی و مال دوستی دو مقوله  کاملا" متفاوت و متضاد در اسلام است.

- فراقانونی عمل کردن یکی از ویژگی های کاریزما در اندیشه ی وبر است.در این راستا بسیاری از اندیشمندان پسوند "مطلقه"را دال بر ولایت بی حد و حصر فقیه می دانند. در حالیکه در اندیشه ی امام خمینی ولایت مطلقه ی فقیه در برابر ولایت نسبی مطرح می شود . یعنی ولایت فقیه صرفا" به حوزه ی قضاوت یا فرماندهی جنگ یا ... اطلاق نمی شود. این نوع ولایت از دیدگاه امام به معنای تغلب و هژمونی نیست بلکه به معنای نظارت و کنترل فعالیت هاست. البته نظارت و کنترلی که بر خلاف کاریزمای وبر خارج از هرگونه قانون و مقررات نیست، بلکه در چارچوب قوانین و مقررات اسلام و جمهوری اسلامی است. ولی فقیه تا جایی صاحب ولایت است که خارج از این چارچوب حرکت نکرده باشد . آنچنان که امام خمینی در این بار  می فرماید: فقیه اگر یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط است.

در رابطه با عملکرد قانونی امام خمینی جای شک و تردید وجود ندارد. شاهد این مدعا هم سخنان بسیار امام در زمینه ی لزوم عملکرد مردم و مسئولین در چارچوب قانون جمهوری اسلامی است. امام خمینی در رابطه با عمل به قوانینی که مغایر اسلام نیستند پا را از حد قانون جمهوری اسلامی فراتر گذاشته اند و در زمان اقامت در پاریس همراهان شان را از ذبح گوسفند خارج از کشتارگاه که خلاف قوانین فرانسه بوده ، منع می کنند و از تناول گوشت آن گوسفند پرهیز می کنند.

- نگاه توده وار کاریزمای اندیشه ی ماکس وبر به مردم تحت فرمان دقیقا" در نقطه ی مقابل نگاه امام خمینی نسبت به امت قرار دارد. سراسر سخنان امام سرشار از تعریف از جایگاه والا و دعوت مردم به اندیشیدن و مشارکت در حکومت در نهضت اسلامی است. در حالی که توده های زیر دست کاریزما نه تنها ارزش خاصی در دیدگاه وی ندارند بلکه افرادی هستند منفعل ، بدون اطلاعات و بی اراده که اطاعت کورکورانه ی آنها از کاریزما بدون بینش و آگاهی لازم است.

- آخرین وجه تمایز مهمی که میان امام و دیگر رهبران کاریزما وجود دارد،  این است که دیگر رهبران کاریزماتیک در حالت خوش بینانه تنها دارای یک بعد از سه بعد رهبری بوده اند. به عبارتی رهبران کاریزما یا مغز متفکر انقلاب بوده اند یا در نقش فرمانده ی اجرایی در سازمان دهی تحولات ایفای نقش کرده اند و یا نقش معمار وضعیت جدید را بر عهده دارند. آنچنان که چهره هایی مثل لافایت و روبسپیر در انقلاب فرانسه، لنین و استالین در انقلاب روسیه در بهترین وضعیت دارای یک بعد از ابعاد سه گانه بوده اند. در حالی که امام خمینی از سال1322 که در کتاب کشف الاسرار چارچوب نظریه ی ولایت مطلقه ی فقیه را تلویحا" مطرح می کنند نقش ایدئولوگ را بر عهده می گیرند و تا بعد از انقلاب که به عنوان سازنده ی انقلاب مطرح می شوند، هر سه بعد از ابعاد رهبری را به صورت کامل به انجام می رسانند.

- مقام و مرجعیت علمی امام خمینی ، نفی خودمحوری و ریاست طلبی ، مقابله ی شدید با مرید پروری و پیرو سازی ، تفاوت در نیت و انگیزه برای شروع مبارزه و ادامه ی آن ، اتخاذ روش و شیوه هایی کاملا" متفاوت و عدم ارجحیت هدف بر وسیله در اندیشه ی امام خمینی از دیگر نکاتی هستند که نوع و شیوه ی رهبری امام را از دیگر رهبران کاریزماتیک دنیا متمایز می کند.

 

علیرغم این تمایز  بسیاری از نویسندگان تلاش کرده اند تا با این الگوی سکولار  رهبری امام را تبیین کنند. .آقای حسین حسینی از افرادی است که با مطرح کردن الگوی همانند سازی اسطوره ای سعی در تطبیق نظریه ی کاریزما و رهبری امام خمینی دارد. وی معتقد است جایگاه امامت در اندیشه ی شیعه جایگاه رفیعی است و مردمی که در جریان انقلاب امام خمینی را امام خواندند در نتیجه ی قیاس ائمه ی معصوم و رهبری انقلاب این لقب را برگزیدند. حال آنکه انتقادی که می توان بر این نظریه وارد ساخت این است که اگر کاریزما بودن امام خمینی معطوف به همانند سازی ایشان با ائمه باشد، در درجه ی اول باید ائمه را کاریزما خواند تا امام خمینی هم جایگاهی کاریزما گونه بیابد،در صورتی که قدر  و منزلت مقام امامت قابلیت قیاس با هیچ الگویی را ندارد. نکته ی دیگر در رابطه با نظر آقای حسینی این است که امام خمینی ولی فقیه جامعه ی ایران بودند و مقام ولی فقیه اساسا" بی نیاز از تاییدات مردمی برای داشتن مشروعیت در حکومت است زیرا ولی فقیه جانشین امام غایبی است که در زمان غیبت مسئولیت هدایت جامعهی اسلامی را بر عهده دارد در نتیجه همانند سازی اسطوره ای نه تنها شان ولایت فقیه را نادیده می گیرد بلکه صفات و ویژگی های ولی فقیه حاضر را هم در نظر نگرفته و تنها سعی دارد که ولایت فقیه را با کاریزما بودن پیوند دهد.

آقای علی محمد حاضری دیگر اندیشمند داخلی است که سعی دارد رهبری امام خمینی را در چارچوب تحلیل نظریه ی وبر بگنجاند. وی با طرح این مسئله که اندیشه های وبر ظرفیت بالایی برای تبیین انقلاب اسلامی دارد ، امام خمینی را برجسته ترین مصداق کاریزمای مورد نظر وبر در جهان معاصر می داند . وی نظریه ی وبر را که دارای دو مرحله است به سه مرحله ای بودن تغییر داده و می گوید کمال بشریت در عصر حاضر با نظام کاریزماتیک معنا پیدا می کند. و این روند هم با ظهور و بروز انقلاب اسلامی عینیت پیدا کرده است. نکته ای که در رابطه با نظریه ی آقای حاضری وجود دارد این است که با تغییرات که وی در نظر وبر به وجود آورده است در حقیقت نظریه ای نو آفریده است و امام خمینی را نه در چارچوب نظریه وبر بلکه در چارچوب نظریه ی حاضری تجربه کرده است. در این صورت استفاده از نام مدل وبر و تلاش برای گنجاندن این اندیشه ی جدید در نظریه ی وبر معنا نخواهد داشت!

دکتر حسین بشیریه از دیگر اساتیدی است که تلاش عجیبی در زمینه ی این تطبیق انجام داده است.بشیریه در تقسیم بندی که از تاریخ انقلاب از ابتدای پیروزی تا دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی ارائه کرده است، سال های 1358تا1368 که دوران حضور و رهبری مستقیم امام است را دولت جامع القوا با سیاست و اقتدار کاریزمایی با نوع مشارکت بسیجی و توده ای خوانده است . این نوع برداشت که چیزی جز تقلیدی بی دلیل از دیدگاه های هاناآرنت و اریک فروم نیست، به صراحت اعلام می دارد که حکومت در دوران رهبری امام خمینی حکومتی تونالیتری یا جامع القوا بوده است.

سعید حجاریان آخرین فردی است که در این قسمت به نقد نظر او راجع به رهبری امام خمینی خواهیم پرداخت. حجاریان در کتاب جمهوریت:افسون زدایی از قدرت ، بر این باور است که سال آخر مبارزات امام نقطه ی عطفی در تاریخ انقلاب است. زیرا در این سال است که امام خمینی از مرجعی دینی به امام امت تبدیل می شود و در نتیجه ی این تغییر است که نظام شهروندی به امت تبدیل می شود و جایگاه کاریزماتیک امام که ناشی از خصوصیات شخصی ایشان است پررنگ می شود و همه ی گروه ها و دسته ها را وادار به اطاعت از ایشان می کند . از دیدگاه حجاریان نظام شهروندی و نظام امام-امت مغایر یکدیگر هستند. زیرا در نظام امت حقوق از قبل تعیین شده ای وجود ندارد و امور بر اساس رابطه ی مرید  مراد اداره می شود . این در حالی است که وی نه تنها دلیل و برهان خاصی برای مهم بودن سال آخر زندگی امام ارائه نکرده است بلکه با ارائه ی این دیدگاه سعی در تضعیف جایگاه مرجعیت در مبارزات امام دارد. در ادامه حجاریان با مطرح کردن موضوع رابطه ی امام و امت ناخواسته از هدف-کاریزما بودن امام خمینی- دور شده است و تفاوت منشا پیروی مردم از امام و توده ها از کاریزما را به کل نادیده گرفته است. در ضمن حجاریان با نادیده گرفتن تفاوت منشا حقوق امت در نظام اسلامی که همان  قوانین اسلامی است و توده ها در نظام کاریزمایی که اساسا" حقوقی ندارند،نظریه اش را بسیار ناکارآمد و فاقد عمق لازم جلوه داده است.   

در پایان می توان این طور گفت که تبیین  رهبری الهی در چارچوب سکولاریسم نه تنها کاری نادرست و بی هدف است بلکه از روش عقلانی نیز به دور است. بهترین راه برای تبیین گزاره های الهیٍ اسلامی یاری جستن از تعالیم و معارف متعالی دینی است. امید است این مقاله یاوری در راه تحلیل سیاسی مبتنی بر اندیشه های دینی باشد.

والسلام علی من اتبع هدی

پ.ن۱:در محفل دوستان بجز یاد تو نیست/آزاده نباشد هر که آزاد تو نیست

شیرین لب و شیرین خط و شیرین گفتار/ آن کیست که با این همه فرهاد تو نیست  امام(ره)

پ.ن۲: به لطف امام خامنه ای امسال روز رحلت امام حال و هوایی متفاوت از هرسال دارد.... :)

پ.ن۳: قبلا در جواب کامنت ها گفته بودیم که در این وب فقط نظراتی تایید می شود که مربوط به این وب و نویسندگانش باشد. توضیحاتم واضح نبوده؟!؟!؟

پ.ن۴:یکی از دوستان گذشته!!! افاضه ی فیض فرموده اند که هرسال ۱۴خرداد جمعه بوده و هرسال امام خامنه ای نماز جمعه را امامت کرده اند!!! جای بسی ... بود برای ما

پ.ن۵: به نظرم این عکس امام با تمام عکس هایی که تا امروز از امام دیده ام فرق دارد. فرقش در نگاه است...

 پ.ن6: نماز های قضا شده ی غزه را جمعه فریاد می کنیم! امام خمینی: ان شا الله در قدس نماز خواهیم خواند...

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت   توسط zib & naf  |